ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ...
مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ...
مرد یعنی... باید ، زن یعنی شاید...
مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن...
مرد یعنی منطق ، زن یعنی احساس...
...............مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت...
مرد یعنی من، زن یعنی تو...
مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن...
مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده...

 

و مرد یعنی تنها یک واژه و انهم مرد
و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم...عشق


 
 
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
درد عشق تو که جان می سوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
عطار

 
 
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرتمن

 

زادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت

هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم


 
 
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
من نیستم آن نغمه که از چنگ تو بر خواست

 

من شعله ام، آن شعله که در جان تو بنشست

من نیستم آن قطره که از چشم تو افتاد
...
من ناله‌ام ، آن ناله که با جان تو پیوست

شعرم ، که بهر قالب و هر وزن نگنجم

آهم، بجز این لفظ دگر نام نگیرم

در عشق تو تا چند بزنجیر در آیم

موجم من و در برکه‌ای آرام نگیرم


 
 
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
گوشواری از رازها

 

آویزان از دیوار سکوت و شکستنها

میکشد در آغوش , دستی‌ ، قلم را
...
دیوار سرد ، در انتظار نوازشی
قلم به ، نرمی کشید بّر سرش

وه‌ ، که چه غم با دی است این بهار


 
 
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
گوشواری از رازها

 

آویزان از دیوار سکوت و شکستنها

میکشد در آغوش , دستی‌ ، قلم را
...
دیوار سرد ، در انتظار نوازشی
قلم به ، نرمی کشید بّر سرش

وه‌ ، که چه غم با دی است این بهار


 
 
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
تقسیم کرد اشک

 

روزیه محقرش ، با گونه‌های سرد

برق چشمی سیاه خبر از
...
التیام درد داد و

انتظار در خم کوچه یی ، شاهد


 
 
ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
چه مقیاس اندازه گیری کنم ،

 

غم نگاه مادری در پشت در بستهٔ قفس شکنجه ؟

چطور نقاشی کنم تصویر مادری که هنوز باور به
......
پر پر شدن گًل باغچه زیندگی اش ندارد ؟

با چه کلامی تسکین دهم قلب پاره پاره شدهٔ مادری که

صدای ضجهٔ جگر گوشه اش را از سلول بغل دستش می‌شنود

و حتا حق اشک ریختن ، برای داغ دلش ندارد ؟

چطور ؟ دلم گرفته ، دلم سخت گرفته

ابر غلیظ نگاهم هوای باران دارد


 
 
ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:
میخواستم نگاه تو باشم که صبحدم
چون اشک شب بدامن هر غنچه می‌‌نشست
میخواستم نگاه تو باشم که بی‌ شکیب
پیمان مهر با همه می‌بست و می‌‌شکست
میخواستم نگاه تو باشم که در سکوت
بنیاد آرزوی مرا میدهد به باد
میخواستم نگاه تو باشم که هیچگاه
نقشی ، از آنچه دیده ، نمی ما ندش بیاد

 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٧  کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com